|
انتقال جنين درگاو
دكتر ايل سون ريو - انستيتو ملي تحقيقات دام كره جنوبي - سازمان توسعه روستائي
مترجم : دكتر عبدالرسول دهقاني
الف:مقدمه
ب:انتخاب ومديريت گاوهاي گيرنده
ج: انتقال جنين
د: وضعيت بدني: جهت اعمال مديريت گاوها
ه : مديريت گاوهاي گيرنده
و: منابع
مترجم : دكتر عبدالرسول دهقاني - کارشناس اداره كل دامپزشكي استان فارس
اين ترجمه بر گرفته ازصفحه171-196 كتاب«تلقيح مصنوعي وانتقال جنين در دامها» بشرح ذيل مي باشد
Artificial Insemination and Embryo transfer in Livestock. Agust21~September 18 “2002" Suwon , Korea
nternational Training Program 2002 KOIKA RDA
Korean Iternational Rural Devlopment
Coopretion Agency Adminestration
الف: مقدمه
انتقال جنين همانند تلقيح مصنوعي يكي از روشهاي كاربردي جهت تكثير ، توليد مثل ، تحولات و توسعه ژنتيكي مي باشد. كه بر اساس آن جنين در سن 6-7 روزگي ازشاخهاي رحم گاو دهنده جمع آوري و به شاخهاي رحم گاو گيرنده (مادر جانشين) انتقال داده مي شود.بوسيله اين روش جنين ها از اندام تناسلي يك گاو (گاو دهنده) جمع آوري و به اندام تناسلي گاو ديگر (گاو گيرنده) انتقال داده مي شود كه در گاو گيرنده آبستني بوقوع مي پيوندد. اصلاح ژنتيكي كه بواسطه تلقيح مصنوعي در گاو ايجاد مي شود ، با كندي انجام مي گردد. بدليل اينكه گاوها تك قلو زا بوده ومدت آبستني آنها 280 روز طول مي كشد (در گاو بومي كره جنوبي 285 روز) و يك گاو در سراسر عمر خود ودرمدت زمان توليد مثلي كه تقريبا در شرائط طبيعي 15 سال طول مي كشد ، حد اكثر تعداد 15 را س گوساله توليد مي كند.از طرف ديگر معرفي تكنيك انتقال جنين اين امكان را فراهم كرده تا بتوان باجمع آوري جنين از گاو دهنده كه با هورمون و بطور غير طبيعي سوپر اووله گرديده ، تعدادي گوساله را توليد كرد كه در اين گاوها با القا, بلوغ و ايجاد اوولاسيون غير طبيعي ، تعداد زيادي تخمك توليد مي شود. مزيت عمده انتقال جنين توليد تليسه وگاو با ارزش مي باشد كه از طريق افزايش ظرفيت توليد مثلي انجام مي گيرد اولين انتقال جنين موفقيت آميز وسيله ويلت وهمكاران در كشور امريكا ودر سال 1951 انجام گرفت(Willet et al 1951s ( اين كوشش هـــــا در بسياري از كشورها در دامهاي بزرگ انجام پذيرفت.اما تا سال 1960 با موفقيت كمي همراه بو د . استحصال جنين و سپس انتقال به گاو گيرنده بيشتر از طريق جراحي شكمي انجام مي گرفت.روشي كه باعث شد تا بتوان از طريق غير جراحي جنين هـــاي بارور شده را به گاوهاي گيرنده انتقال داد، در دهه 1970 توسعه پيدا كردوتا دهه 1990به متجاوز از150000 جنين گاو هلستين بالغ گرديد .كيفيت جنين ، گيرنده جنين مطلوب وافرادي كه بخوبي تعليم ديده باشند، لازمه انتقال جنين موفقيت آميز مي باشند.
انتخاب ومديريت گاوهاي گيرنده جنين
1-انتخاب گاوهاي گيرنده
براي انتخاب گله گيرنده جنين ، بايستي موازنه بين استانداردهاي كيفيت ، اقتصادي بودن ودردسترس بودن را مد نظر قرار داد .جوان بودن ،عاري از بيماري بودن Disease free، دارا بودن باروري تأئيد شده وقابليت مادرشدن از خصوصيات يك گيرنده ايده أل مي باشد . از أنجائي كه گاو گيرنده گوساله اي راكه حمل خواهد كرد احتمالا از نژاد با اندازه بدني بزرگ مي باشد بنابراين خود گيرنده هم مي بايد رشد خوبي كرده باشد.اگر چه كه گاوهاي دو رگ عموما داراي باروري بيشتري هستند اما بنظر نمي رسد كه نژاد تاثيرقابل ملاحظه اي در انتخاب گيرنده داشته باشد . از ديدگاه موفقيت درزمينه تجاري، دامداران يك نژاد تائيد شده راترجيح مي دهندوبراي أن اهميت بيشتري قائل هستند . به دليل اينكه توانائي نگهداري آبستني در گاوهاي مسن(بيش از ده سال سن) كاهش يافته است بنابر اين اينگونه گاوها نبايستي مورد استفاده قرار گيرند ، با اين وجود سن يكي از فاكتورهاي اساسي در انتخاب گاوهاي دهنده نمي باشد. مي توان انتظار داشت كه درصد كمي از تليسه هاي جوان غير بارور هستند همچنين آنها ممكن است بيش از گاوها مشكلات زايش داشته باشند . معهذا زمانيكه در بسياري از موارد گاوهاي انتخاب شده به دليل ناباروري پس زده مي شوند
تليسه ها معمولاپيش بيني بهتري دارند .
2-شرائط انتخاب گاوهاي دهنده.
1)-سيكل فحلي گاوها بايستي بيش از دو بار بطور طبيعي تكرار شده باشد
2)-گاوهاي غير آبستن نبايد بيش از دو بار تلقيح شده باشند .
3)- از اندام تناسلي خارجي گاو مواد شبيه چرك ترشح نشده باشد همچنين گاوها مبتلا به جفت ماندگي نشده باشند .
4)-گاوها بايد داراي سلامتي بوده و در طول 6 سال سن خود استعداد تحمل بيماري Disease tolerance را داشته باشند .
5)-تليسه ها نبايد خيلي چاق باشندودر14 ماه گذشته به انگلها يابيماري مبتلا نشده ودرنتيجه دچار ضعف بدني نباشند .
6)-داراي توانائي بالائي درشير دادن وتغذيه گوساله باشند.
7)-به بيماري عفونت سم مبتلا نباشند.
8)-داراي فيزيك بدني خوبي باشند.
9)-از گاوهاي دائما فحل Repeat breader نباشند.
10)-تليسه يا گاو جوان باشند.
11)-داراي اندام تناسلي طبيعي وبا عملكرد باشند.
12)-حداقل دو ماه از سن گوساله آنها گذشته باشد.
13)-گاوها بايستي داراي بلوغ واندازه بدني كافي باشند، همينطور نژاد جنين گاو دهنده اي كه مي بايد در رحم گاو گيرنده كاشته شود را بايستي بشناسيم چرا كه گاو گيرنده بايد توانائي حمل گوساله وپايان رساندن آبستني را داشته باشد وبتواند بطور طبيعي زايش را انجام دهد .
در گاوهــــــاي چند شكم زائيده ، دو دوره فحلي را بطور طبيعي پشت سر
گذاشته باشد و50 روز از زايش گاو گذشته باشد.
3-بهداشت وسلامتي گاو.
هر يك ازگاوهاي گيرنده را از جهت وضعيت بدني ، سن وعلائم بيماري ارزيابي كرده و.با آزمايش توشه ركتال وجود آبستني، هر گونه چسبندگي، وضعيت فري مارتن Freemartin Condition و ديگر آثار غير طبيعي اندام تناسلي(همچون رحم يا تخمدانهاي غير بارور وكيست فوليكلي)را بر رسي مي نمائيم.
4-تشخيص فحلي در گاوهاي گيرنده وهمزمان كردن فحلي درگاوهاي گيرنده ودهنده.
هر برنامه موفقيت آميز انتقال جنين نيازمند تشخيص دقيق فحلي است . به دليل اينكه موفقيت انتقال جنين بستگي به همزماني فحلي در دو گروه گاو دهنده وگيرنده دارد . بنابر اين تشخيص فحلي در اين دو گروه بايستي با دقت ، توجه و وظيفه شناسي همراه باشد . همچنين اهميت طول طبيعي 19-22 روز سيكل فحلي بايد مورد توجه قرار گيرد . گاوهاي گيرنده مي بايد به فاصله (1 ± ) روز از گاوهاي دهنده ، علائم فحلي را از خود نشان دهند ورعايت اين فاصله زماني به علت دست يابي به درصد بالائي از موفقيت در آبستني مي باشد . حتي همزماني به فاصله نصف روز نتيجه بهتري دارد .
جدول 1 : زمان مناسب جهت انتقال جنين
|
1+ |
صفر |
1- |
مرحله زماني |
نرخ روزانه فحلي |
|
o |
o |
o |
قبل از ظهر |
ا يستا فحلي |
|
* |
O |
O |
بعد از ظهر |
چنانچه گاوگيرنده اي از 17-24 روز گذشته فحل نيامده وهمزمان هم نشده باشد ، رفتار هاي عديده فحلي در آن گاوبروز مي نمايد . در هر زمان كه گاو از نظرفحلي مورد مشاهده وبررسي قرار گيرد در يكي از گروههاي زير دسته بندي مي گردد .
الف)- فحل نباشد.
ب)-مشكوك به فحلي(مانند موهاي كفل آغشته به ترشحات فحلي ، بي قراري ، سر وصدا كردن ،حركت در داخل محوطه ، سوار شدن روي گاوهاي ديگر ،فرج متورم وصورتي رنگ ،سقلمه زدن به سايرگاوها ، بالا گرفتن دم و ترشحات موكوسي شفاف از فرج)
ج)-در حالت ايستا فحلي باشد.
5-روش تشخيص فحلي در گيرنده ها :
تشخيص فحلي در گاوهاي گيرنده بوسبله وجود يا عدم وجود ايستا فحلي ارزيابي مي شود.
1)-مشاهده با چشم.
2)-راديو تله متري Radiotelemtric
3)-وسيله حساس به فشار Presure sensetive
4)-وسيله اي جهت نصب روي كفل Rump mounted device
5)-قدم شمارPedometer
6-شناسائي
درمديريت بهداشتي گله ، درتشخيص فحلي ودرهر مرحله از يك عمليات انتقال جنين يك سيستم ثابت ومتغير شناسائي مورد نيازمي باشد.
7-تغذيه
گاوهاي گيرنده بايستي تحت يك رژيم غذائي قرار بگيرندكه در آن تليسه هابا سرعت رشد معادل 7/ 0 تا 9/0 كيلو گرم در روز تغذيه شوند وگاوهاي مسن تر هم بتوانند سلامتي خوبي داشته باشندوچاق هم نشوند . يونجه و سيلوي ذرت به همراه تغذيه آزاد مواد معدني و نمك ، جيره اي عالي براي رشد تليسه ها فراهم مي نمايد اما جيره هاي ديگر هم مي توانند با موفقيت بكار گرفته شوند.
8 –آماده سازي گيرنده ها
سيكل فحلي گاوهاي گيرنده براي كسب نتيجه بهتربايستي با دهنده ها بطور دقيق همزمان شوند.همزمان نبودن بيش از يك روز نرخ آبستني را كاهش خواهد دادودر نهايت بازاء هر گاو دهنده بايستي 12 گاوگيرنده در اختيار داشت و اين در حالتي است كه وسائل و ابزار انجماد جنين در اختيار نباشد.
دو برنامه قابل اجرا مي باشد
در آن صورت به گيرنده هــــا در روز صفر PG1 وده روز بعد 2PG تزريق مي شود.
در زمانيكه از هورمونهاي FSH وECG استفاده مي شود، زودتر اتفاق مي افتد .

شكل 1- رژيم هاي كاربردي انتفال جنين در گاوهاي دهنده و گيرنده.
9-همزمان كردن فحلي در گاوهاي گيرنده
در صورتي كه تخمدان گاوهاي گيرنده در توشه ركتال براي يافتن جسم زرد بررسي شده باشد ، در اين صورت ميزان آبستني حاصل ازانتقال جنين در اين گاوها برابر است باگاوهاي گيرنده اي كه بطور طبيعي فحلي رانشان داده باشند . دو روش زير بطور معمول در گاوهاي دهنده جهت همزماني درگاوها استفاده مي شود.
1)-گاوهاي گيرنده رابراي تشخيص جسم زرد، توشه ركتال مي كنيم و سپس 25 ميليگرم پروستاگلندين (PGF2α) به گاوي كه داراي يك جسم زردمي باشد، تزريق مي نمائيم . 48تا96 ساعت بعد فحلي مشاهده مي شودبه نحوي كه اكثر گاوهاي دهنده 72 ساعت بعد فحلي را نشان مي دهند.
2)-بدون در نظر گرفتن اينكه آيا روي تخمدان جسم زرد وجود دارد يا نه، به تمام گاوهاي گيرنده PGF2α تزريق مي كنيم مگر اينكه در گاوهاي فوق فحلي مشاهده گردد كه در آن صورت 11 روز بعد به آن گاو 25 ميليگرم PGF2α تزريق مي نمائيم . رفتار فحلي 2-3 روز بعد به اوج خود خواهد رسيد.
3)-پروژسترون هاي سنتزيSynthetic Gestagen داخل واژني Intra-Vaginal:
پروژسترون هاي سنتزي كه به وسيله اسفنج يا لاستيك سيليكوني از طريق واژن جذب مي شود، براي يك مدت معلوم داخل واژن جاگذاري مي شود . پس از خارج كردن وسيله فوق از واژن ، گاوهابطور متمركز وگروهي فحلي را نشان مي دهند .
جدول 2-انواع پروژسترون ها.
|
نام عمومي |
نام سيستم |
|
Progestron |
4 Pregnene-3,20-dione |
|
20α(ß)-Dihydroprogestrone |
20α(ß)-Hydroxy-4-pregnen-3-one |
|
17α-Hydroxyprostrone |
17α-Hydroxy-4-pregnene-3,20-dione |
جدول3-پروژسترون هاي سنتزي كه براي هم زمان كردن فحلي در گاو مورد استفاده قرار مي گيرند .
|
Gestagens |
نام تجارتي
به اختصار |
دوزاژ
ميليگرم در
روز |
طريقه
تجويز |
|
Chlormadinone acetate |
CAP |
10~12 |
P.O.(by mouth) |
|
Dihydroxyprogestrone acetophenide |
DHPA |
400~500 |
P.O.(by mouth) |
|
Flurogestrone acetate |
FGA |
(100~200)* |
INtra-vaginal |
|
Medroxyprogestron acetate |
MAP |
120~240 |
P.O.(by mouth) |
|
Melengestrole asetate |
MGA |
0.2~2.0 |
P.O.(by mouth |
|
Norethandrolone |
(Nilever) |
(250)* |
Intra-subcut |
|
Norgestomet |
SC-21009 |
(5~6) |
Intra-subcut |
٭ دوز كلي Total dose :
گاوهاي گيرنده بفاصله 12 ساعت قبل از گاوهاي دهنده با هورمون پروژسترون و يا پروستا گلند ين همزمان مي شوند . تجويز نمونه اي از هورمون پروژسترون همچون (MGA) جهت همزماني در تليسه هاي جوان و گاوهاي آنستروس Anstrus مي تواند درمان موثري براي رشد فوليكلي به شمار رود . افزودن روزانه 5/0ميليگرم(MGA) به رژيم غذائي هر گاو ماده طي يك دوره مصرف مشخص ، نقش پروژسترون را ايفا مي نمايد . با حذف (MGA) رشد فوليكلي اتفاق مي افتد و دو روز پس از آن تخمك گذاري Ovulation قابل انتظار مي باشد . در گاوهاي آنستروس جهت رشد فوليكلي درمان با پروژسترون بعد از درمان باهورمونGonadotropin Realising Hormone (GNRH) انجام مي گيرد . تجويز(MGA) به مدت 14 تا 20 روز ، در همزمان كردن فحلي موثر مي تاشد ، اما نرخ آتستني متعاقب همزمان كردن با هورمون پروژسترون كاهش مي يابد . همزمان كردن با پروژسترون در تليسه هاي جوان در نژاد گوشتي در مقايسه با كنترل ميزان باروري را بهبود بخشيده است . در اين مطالعه بيشتر تليسه ها در دوره پيش از بلوغ با مصرف (MGA) در غذا وارد دوره بلوغ مي شوند (72% در مقايسه با 45% در گروه كنترل) . تزريق 25 ميلي گرم PGF2α) ) در پايان يك دوره 7 روزه مصرف(MGA) در تليسه هاي نژاد گوشتي ، تعداد تليسه ها ئي كه طي 6 روز بعد از درمان علائم فحلي از خود نشان مي دهند را افزايش مي دهد (72%) . تليسه هائي كه تنها (MGA) دريافت مي كنند (52.8%) و براي گروه كنترل (30.5%) است . نرخ أبستني در تليسه هاي درمان شده با پروژسترون به اضافه PGF2α) ) پائين تر از تليسه هائي بود كه تنها PGF2α) ) دريافت كرده بودند (52.2% در مقابل 68.8%) . نرخ أبستني درتليسه هـــــــائي كه در غذا (MGA) مصرف كرده و بعد ازدرمان با PGF2α) ) در مدت 6 روزعلائم فحلي را نشان داده اند با گروه كنترل تفاوتي نداشته است 58.9% در تليسه هاي مسن وگاوهائي كه سيكل فحلي أنها بر قرار مي باشدمشابه با گاوهاي گيرنده ، همزماني با PGF2α) ) انجام مي گيرد كه زمان فحلي أنها تقريباٌ 12 ساعت قبل از فحلي گاوهاي دهنده است .

10-بر نامه سيد ر
1 )-وسيله رها كننده پروژسترون/ استروژن داخل واژني جهت كنترل توليد مثل در گاو.
2 )-پروژسترون 9/1 + استراديول بنزوات 10ميلي گرم.
٭تمام گاوها بفاصله 36 تا 96 ساعت بعد از بر داشت سيدر فحل مي شوند.
11-برنامه پريد (PRID-Sanofi; Progestrone Realisng Intervaginal Device)ياوسيله رها كننده پروژسترون داخل واژني.
1)-پروژسترون 55/1 گرم + استراديول بنزوات 10 ميلي گرم

٭ تمام گاوها پس از برداشت (پريد) بفاصله 48 تا 72 ساعت (ميانگين 56 ساعت )از خود فحلي نشان مي دهند.
12-برنامه كنترل توليد مثل ، توليد مثل هدفدار Target breedingوبرنامه توليد مثل موسوم به صبح دوشنبه Monday morning breeding programدر برنامه كنترل توليد مثل به منظور بهبود نرخ باروري در تلقيح مصنوعي وانتقال جنين، با استفاده از هورمون PGF2α بشكل خود بخودي در دام فحلي ايجاد مي شود .
|
جمعه |
پنج شنبه |
چهار شنبه |
سه شنبه |
دو شنبه |
يك شنبه |
شنبه |
جمعه |
پنج شنبه |
چهار شنبه |
سه شنبه |
دو
شنبه |
|
انتقال جنين |
|
|
|
تشخيص فحلي وتلقيح مصنوعي |
|
تزريق
PGF2α |

انقباضات رحمي واختلالات در كاشت جنين در كه در اثر تحريك عنق رحم و عفونت رحم در ابتداي فاز لوتئال Ltuteal phase اتفاق مي افتد ، دليل عدم حصول نتيجه مطلوب از انتقال جنين مي باشد .
1-انتقال جنين به روش جراحي از طريق شكافتن پهلو .
اين عمل ترجيحاُ از طريق لاپاراتومي Laparatomyدرقسمت بالاي گودي پهلوي چپ با كاربرد بي حسي پاراورتبرال Paravertebral) ( و روشهاي سترون كردن معمولي انجام مي شود .جنين به همراه 5/. ميلي گرم محلول غني شده بافر فسفات(ESP) Enriched phosphate buffered saline به داخل پيپت پاستور كشده مي شود . سپس بوسيله سوزن سر پهن شماره 16 ، سوراخ كوچكي در ديواره شاخ رحم در طرف داراي جسم زرد ايجاد مي كنيم وجنين به همراه مديا را از طريق آن سوراخ به داخل شاخ رحم تخليه مي نمائيم .
2-انتقال به روش غير جراحي : اين روش سابقه عملكردي بيشتري نسبت به روش جراحي دارد واين به دليل آن است كه روش فوق مي تواند در خارج ازمزرعه ودر هواي آزاد وبوسيله يك يا چند تكنسين بدون صدمه زدن به گاوهاي گيرنده به كار گرفته شود. آسانترين روش غير جراحي ، تلقيح يك جنين به داخل حفره شاخ رحم از طريق كانال دهانه رحم وبه همان صورتي است كه در تلقيح مصنوعي عمل مي شود .اولين انتقال موفقيت آميز با استفاده از روش سوژيك در سال 4691 صورت گرفت .سپس روش كانال دهانه رحم با استفاده از سرنگ در بسياري از آزمايشات با نتايج مطلوب آبستني بكار گرفته شده است.امروزه روش غير جراحي با استفاده از سرنگ غير جراحي تلقيح اسپرم در مقايسه با روش جراحي از طريق شكاف پهلوي حيوان درجهت جلوگيري از عفونت رحم به شكل گسترده تري انجام ميشود . سرنگ بوسيله غلاف پلاستيكي استريل پوشيده مي شود . اين انتقال توسط پيپت تلقيح مصنوعي اصلاح شده كاسو انجام مي گيرد و هر جنين به همراه حجم كمي از (ESP) وحباب هاي كوچكي از هوا جهت تشخيص بهترجنين كه در دو طرف آن قرارداده ميشود بداخل يك پايت Semen straw اسپرم مناسب كشيده مي شود . تخمدانها به دقت لمس مي شوند تا معلوم گردد كه كدام تخمدان داراي جسم زرد است . پايت در داخل پيپت كاسو جاگذاري مي گردد . گاو در محل مخصوص مقيد وتحت بي حسي اپي دورال پشتي Caudal epidural anaesthesia قرار مي گيرد .ناحيه فرج وقسمت عقب گاو بخوبي تميز مي شود . پيپت با دقت بداخل قسمت گل كلمي گردن رحم هدايت و همچون فرايند تلقيح مصنوعي عمل ميگردد . پيپت در طول شاخ رحم كه واجد تخمدان با جسم زرد است با ملايمت جلو رفته و در محل تخليه ثابت مي شود سپس پلانگر plunger ( ميله فلزي وسط پيپت مني) جهت تخليه جنين فشارداده مي شود . تخليه پيپت بايد با دقت انجام گيرد . مالش و دست كاري اندام تناسلي بايد در حد امكان كمتر شود و عمليات در نهايت رعايت بهداشت وتميزي انجام گيرد .كيفيت جسم زرد درگاو دهنده را بوسيله توشه ركنال يا اولترا سونوگرافي ويا اندازه گيري غلظت پروژسترون محيطي مي توان ارزيابي كرد.

شكل 7- دياگرام قراردادن جنين درپايت تلقيح مصنوعي قبل از انتقال به روش غير جراحي را نشان بدهد
1) روش كانال عنق رحم
اين روش به همان شكلي كه در تلقيح مصنوعي از طريق ركتوم – واژن عمل مي شود ، عبارتست از تلقيح يك جنين بوسيله عبور ابزار انتقال از كانال گردن رحم بداخل رحم . اخيرا" نوعي پايت اسپرم ني مانند كه بطور گسترده اي در تلقيح مصنوعي بكار گرفته شده در انتقال جنين هم مورد استفاده قرار گرفته است . بعلاوه جهت جلوگيري از ورود ميكرارگانيسم ها همچون باكتريها و ساير آلودگي ها كه از طريق واژن وارد رحم مي شود، سرنگ انتقال با يك غلاف پلاستيكي استريل پوشانده مي شود و سپس بداخل واژن هدايت ميگردد.
(1) ابزار ومواد.
· بي حسي : بي حسي مهره اي اپي دورال ، پروكائين هيدروكلرايد2% يا زايلوكائين .
· سوزنهاي مخصوص تزريق زير پوستي وسرنگهاي با حجم تقريبي 5 ميلي ليتر.
· سرنگ مني از نوع استراو Straw-Type Semen Syrynge: عموما" از سرنگ هاي نوع استراو 25/0 ميلي ليتري استفاده مي شود.
· استراو پلاستيكي ( پايت): پايت پلاستيكي شفاف استريل شده با گاز اتيلن اكسايد 3

شكل 8- فرآيند انتقال جنين
-
مقيد كردن گيرنده : گيرنده ممكن است به ديرك يا حصار بسته شود ويا درداخل چها رچوب فلزي مقيد گردد.
-
بي حسي اپي دورال مهره دمي : 3 تا 5 ميلي پردكائين هيدروكلرايد 2% يازايلوكائين تجويز كنيد تا لمس دستگاه تناسلي راحت ترانجام شود .
o جنين ها را براي انتقال در مديا شستشو داده وتميز كنيد ( در انتقال بصورت تازه ).
-
جنين ها را بداخل استراو بكشيد.
-
آماده كردن وسائل انتقال : استراو را داخل يك سرنگ جنين نصب كنيد وجنين را بداخل استراو بكشيد .غلاف پلاستيكي را روي سرنگ انتقال بكشيد .اين عمل بايد با سرعت و بدون آلودكي انجام شود.
-
پاك كردن و ضدعفوني اندام تناسلي خارجي : اندام تناسلي خارجي را با كاغذ مخصوص يا پارچه خشك تميز كنيد ، پنبه آغشته به الكل 70% را جهت ضد عفوني بكار ببريد.
-
داخل نمودن سرنگ انتقال به اندام تناسلي : سرنگ انتقال آماده شده را كه در داخل غلاف پلاستيكي قرار گرفته وارد واژن نمائيد تا به قسمت خروجي كانل گردن رحم برسد.
o انتقال جنين : سرنگ انتقال را از طريق كانال گردن رحم به جلو هدايت كنيد تا به شاخ رحمي كه جسم زرد در مجاورت آن است برسيد ، در حركت داخل شاخ رحم دقت كنيد كه به اندومتريوم رحم آسيبي نرسانيد.
o انتقال جنين به شاخ رحم : در گاوها معمولا" يك جنين در شاخ رحمي كه تخمدان آن سمت اولاسيون انجام داده است كاشته مي شود يعني همان سمتي كه جسم زرد وجود دارد .جنين بندرت به شاخ رحم قسمت مخالف ميرود.
محل قراردادن جنين: در روشهاي غير جراحي خصوصا شاخ رحم قسمت مخالف ميرود.
o محل قراردادن جنين: در روشهاي غير جراحي خصوصا" در روش كانال گردن رحم ، سرنگ انتقال در داخل شاخ رحم تنها در يك عمق محدود تخليه مي شود.
o دفع جنين ها : يكي از دلايلي كه انتقال جنين براي مدتهاي طولاني موفق نبود اين بود كه جنين هاي انتقال داده شده از رحم دفع مي شد.
آلودگي داخل رحم و برآورد موانع : رحم در فاز لوتئال بيش از مرحله فحلي نسبت به عفونت باكتريائي حساسيت دارد.
تكنيكهاي انتقال ونرخ آبستني: گزارش گرديده كه نرخ آبستني بر اساس فرد تعليم ديده اي كه انتقال جنين را ازطريق غير جراحي وازطريق كانال گردن رحم انجام ميدهد متفاوت مي باشد.
o درجه سختي انتقال : در روش عبور سرنگ انتقال از كانال گردن رحم، گزارش گرديده كه نرخ آبستني در زماني كه سرنگ انتقال به سختي از كانل گردن رحم گاو گيرنده عبورمي كند پائين مي افتد.
زمان انتقال جنين : در بيشتر موارد انتقال جنين در روز 8-6 سيكل فحلي انجام ميشود.
عوامل زيادي بر مناسب بودن يك گيرنده موثر خواهد بود ، حيوان مورد نظر بايستي داراي سلامت بدني بوده و ازتليسه هاي بارور يا گاوهاي جواني كه در وضعيت بدني خوبي بوده و انتظارمي رود كه بطورمعقولي در پايان آبستني گوساله را بطور طبيعي بدنيا بيآورند ، باشندوداراي.وضعيت تغذيه مطلوبي بوده وقبل و بعد ازانتقال گيرنده ايده آلي به حساب آيند تا مساعد ترين نتايج حاصل گردد. نشان داده شده كه قطعا" مي بايستي سيكل فحلي دهنده وگيرنده نزديك به هم همزمان گردند، تا ماندگاري جنين ها در رحم ميسر شود . همزمان نبودن بيش از 24 ساعت باعث كاهش فاحشي در نرخ آبستني مي گردد . هنگامي كه همزماني درمحدوده 24 ساعت متقارن نشده است ، فريز كردن جنين و انتقال در زمان ديگري كه گاو گيرنده مناسبي در دسترس باشد ، اقتصادي ترخواهد بود . همچنين انتقال به شاخ رحمي كه جسم زرد در همان طرف قراردارد مهم مي باشد . نرخ هاي آبستني با كاهش زيادي مواجه خواهد بود مگر اينكه جنين در همان سمتي از شاخ رحم كاشته شود كه تخمدان آن طرف داراي جسم زرد است . جنين مي تواند هم به روش جراحي و هم غير جراحي انتقال داده شود. در انتقال به روش جراحي ، تحت بي حسي موضعي پهلوي گيرنده شكاف داده مي شود ورحم در معرض قرار مي گيرد . با يك سوزن سرپهن در جدار شاخ رحم سوراخ كوچكي تعبيه كرده و با استفاده از يك پيپت يا كاتتر مناسب جنين به داخل حفره شاخ رحم انتقال داده مي شود . در شرايط كنترل شده در همان روز كه از دهنده ، جنين گرفته وبه گيرنده انتقال داده ميشود ، ميزان، آبستني معادل تقريبا"70% درگاو گيرنده حاصل ميشود. از همان وسائلي كه در تلقيح مصنوعي استفاده مي شود مي توان در انتقال جنين به روش غير جراحي هم بكار گرفت . اما ستروني مؤكدي بايد لحاظ شود وجنين در فاصله بيشترو محل مناسبي در شاخ رحم قرارداده شود .كسب موفقيت وابسته به مهارت مي باشد . اعتقاد بر اين است كه صدمه زدن به اندومتريوم رحم ممكن است يكي از عوامل محدود كننده اين روش باشد . با اين وجود افراد تعليم ديده وماهر مي توانند به همان ميزان آبستني كه در روش جراحي حاصل مي شود دست يابند وبنا به ملاحظه سهولت كار بايستي از تداوم استفاده ار روش جراحي كاسته شود . درعمل روش انتقال غير جراحي تقريبا" بطور كلي جانشين روش جراحي شده است .
جدول 4 مقايسه نرخ باروري بر اساس وجود مخاط ودرجه خونروي از فرج(Takayada et al 1993)
|
نرخ باروري |
گروه بندي |
|
(9/50%) 53 – 27 |
وجود دارد |
مخا ط
|
|
(7/54 %) 75 – 41 |
وجود ندارد |
|
(3/52%) 86 – 45 |
_ |
درجه خونروي |
|
(3/56%) 16 – 9 |
+ |
|
(1/59%) 22 – 13 |
+ + |
|
(25%) 4 - 1 |
+ + + |
جدول 5-كيفيت سلول تخم يا جنين هاي بدست آمده از گاوهاي سوپراوله شده و نرخ آبستني بعد از انتقال- تحقيقي بر روي تعداد 1437 سلول تخم.
(Christie,1982)
كيفيت سلول تخم يا جنين
|
خوب متوسط ضعيف تفريق نشده- خراب |
|
درصد در هر گروه 4/50 13/2 7/10 7/25
نرخ آبستني(%) 79 8/63 6/38 دور ريخته شده |
جدول6-مقايسه نرخ باروري بر اساس درجه بندي جسم زرد بعد از انتقال جنين(.(Kim et, al
|
نرخ باروري |
درجه بندي جسم زرد |
|
(7/66) 30 – 20 |
Ι قطر 25-15 ميلي متروداراي شكل وتاج خوب |
|
(6/63) 11 – 7 |
II قطر كمتر از حد طبيعي اما داراي تاج طبيعي |
|
(10) 10 - 1 |
III قطر طبيعي اما تاچ غير طبيعي |
جدول7- مقابسه نرخ باروري بعد از انتقال جنين،
(GNRH-PGF2α-GNRH) (گروه A) و (GNRH-PGF2α) (گروهB).
|
جمع |
گروهB
GNRH-PGF2a - |
گروه A
GNRH-PGF2a-GNRH |
گروهها |
|
48
|
22 |
26 |
تعداد راس |
|
43 |
21 |
22 |
تعداد راس انتقال جنين شده |
|
25
|
12 |
13 |
تعداد راس بارور شده |
|
1/58% |
1/57% |
59% |
درصد باروري
|
جدول8-ارتباط بين نرخ باروري در تشخيص فحلي و يا عدم تشخيص فحلي در دومين روز پس از تزريق PGF2a (Nakamu-ra et. Al 1997 ).
|
گروهها |
گروه A
GNRH-PGF2a-GNRH |
گروهB
GNRH-PGF2a |
|
فحلي در دومين روز پس از تزريق PGF2a |
فحلي در دومين روز پس از تزريق PGF2a |
|
فحلي |
عدم فحلي |
فحلي |
عدم فحلي |
|
تحت درمان |
17 |
9 |
13 |
9 |
|
انتقال جنين شده |
15 |
7 |
13 |
8 |
|
بارور شده |
11 |
2 |
8 |
4 |
|
درصد باروري |
3/73% |
6/28% |
5/61% |
50% |
جدول 9-مراحل رشد وودرصد باروري جنين ها (Linder et al 1988)
|
مراحل رشد جنين ها تعداد گيرندها نرخ باروري |
16سلولي 5 (40)2
مرولا 15 (33)5
مرولاي فشرده 119 (34)40
بلاستوسيت اوليه 124 (35)43
بلاستوسيت 86 (40)34
بلاستوسيت توسعه يافته 131 (50)66
بلاستوسيت هچ شده 24 (38)9
جدول 10- مراحل رشد وودرصد باروري جنين ها (Kim et al; 1995)
|
مراحل رشد جنين ها تعداد گيرندها تعداد گيرندهاي آبستن درصد باروري |
|
مرولا 13 6 2/46
مرولاي فشرده 20 11 55
بلاستوسيت 16 10 5/62
بلاستوسيت توسعه يافته 2 1 50 |
جدول 11- نرخ باوري گيرندها در دوحالت جنين هاي تقسيم شده ويا وجود دو جنين
|
نوع جنين نرخ باروري |
|
جنين تقسيم شده (35)89 -31 |
|
دو جنين (50) 208-103 |
جدول 12-نرخ باروي گيرنده ها در حالتهاي انتقال جنين تازه و يا از فريز خارج شده .
|
نوع جنين |
تعداد گيرنده ها |
نرخ باروي (%) |
|
جنين هاي ازفريز خارج شده |
64 |
(8/46) 30 |
|
جنين هاي تازه |
45 |
(7/57)26 |
جدول 13- نرخ باروي در دو حالت انتقال وسيله دامپزشك يا افراد مبتدي
(Rowe et . al. 1982)
|
انتقال دهنده |
سمت شاخ رحم در انتقال |
نرخ باروي |
|
دامپزشك |
سمت راست |
57 % |
|
سمت چپ |
65 % |
|
مبتدي |
سمت راست |
36 % |
|
سمت چپ |
33 % |
جدول 14 –نرخ باروي در دو حالت انتقال وسيله دامپزشك و يا افراد مبتدي .Suzuki et . al . 1982)
|
انتقال دهنده |
نسبت تعداد گيرنده هاي آبستن به تعداد گيرنده ها |
نرخ باروري (%) |
|
دامپزشك |
15 /9 |
60 % |
|
مبتدي |
9/5 |
6/55 % |
جدول15 –زمان لازم براي انتقال جنين
|
تعداد زاد و ولد |
زمان مورد نياز (دقيقه) |
|
تلسيه |
38/1 |
|
زايش اوّل |
04/1 |
|
بيش از دو زايش |
3/1 |
|
ميانگين |
31/1 |
جدول 16- نرخ باروري انتقال جنين تازه و از فريز خارج شده بر اساس زمان لازم جهت انتقال(I ) - Hwang et . al . 1988) )
|
زمان مورد نياز انتقال (دقيقه) |
جنين هاي تازه |
جنين هاي از فريز خارج شده |
|
تعداد گيرنده |
نرخ باروري (%) |
تعداد گيرنده |
نرخ باروري(%) |
|
تا 15 |
177 |
(6/66)118 |
32 |
(5/59)19 |
|
15 - 5 |
131 |
(88/45)60 |
12 |
(50)6 |
|
بيش از 15 |
69 |
(8/31)22 |
18 |
(7/27)5 |
جدول 17 – نرخ باروريІ انتقال جنين هاي تازه و از فريز خارج شده بر اساس زمان لازم جهت انتقال Π)) Ooyane . 1994))
|
زمان مورد نياز جهت انتقال (دقيقه) |
نرخ باروري (%) |
|
درطي 5/1 |
(53/36 ) 9/67 |
|
بيش از 5/1 |
(24/9)5/37 |
جدول18 – نرخ باروري بر اساس تشخيص و يا عدم تشخيص فحلي و شكل جسم زرد .(Larry et al, 1998)
|
جنين |
تشخيص ويا عدم تشخيص |
جسم زرد |
تعداد گيرنده ها
|
تعداد گيرنده هاي آبستن |
نرخ
باروري (%) |
|
تازه
تازه
تازه
تازه
از فريز خارج شده |
تشخيص فحلي
نامعلوم
تشخيص فحلي
نامعلوم
تشخيص فحلي |
طبيعي
طبيعي
نا معلوم
نا معلوم
نا معلوم |
340
44
10
9
54 |
215
18
4
0
20 |
63
41
40
0
37 |
19 - دسته بندي علائم فحلي .
|
گروه |
علائم فحلي |
|
(I ) |
فحلي طبيعي
قطر فوليكل 5/0 ± 5/1 سانتي متر است.
فوليكل متورم و برآمده مي باشد.
ضخامت ديواره فوليكل نازك مي باشد.
جسم زرد تحليل رفته است.
متورم بودن و اتساع رحم قوي است.
علائم فحلي مطمئن و قطعي است. |
|
(Π ) |
علائم فحلي خيلي خوب نيست.
قطر فوليكل 5/1 سانتي متر و كمتر از آن است.
فوليكل بيضي شكل است و تموّجي در آن احساس نمي شود.
تخمدان كوچك و صفت.
تحليل رفتن جسم زرد كامل نيست.
علائم فحلي نا مطمئن است. |
|
(Ш ) |
فحلي نا منظّم است.
كيست فوليكلي است.
جسم زرد تحليل نرفته است.
توّرم و اتساع رحم قوي نيست.
موكوس ابري در رحم و گردن رحم وجود دارد. |
|
((IV |
تظاهر علائم فحلي نا كافي است. |
جدول 20 – نرخ باروري بر اساس علائم فحلي .
|
علامت فحلي
(با جدول 12 مقايسه كنيد) |
تعداد
گيرنده ها |
تعداد جسم زرد طبيعي(%) |
تعداد انتقال داده شده |
نرخ باروري (%) |
|
(I ) |
184 |
(89)163 |
176 |
(70)124 |
|
(Π ) |
72 |
(38)27 |
49 |
(24)12 |
جدول 21 – نرخ باروري بر اساس مشاهده در فارم هاي مختلف .
(Larry et. al, 1985)
|
فارم |
ركورد فحلي |
درجه مشاهده فحلي |
تعداد گيرنده ها |
تعداد انتقال داده شده (%) |
نرخ باروري (%) |
|
A |
O |
خوب |
121 |
(88)106 |
(73)77 |
|
B |
X |
خوب |
157 |
(82)129 |
(54)70 |
|
C |
X |
بد |
81 |
(51)41 |
(37)15 |
جدول 22 – غلظت پروژ سترون در انتقال جنين در گاو آبستن و غير آبستن .Humbgot et. al, 1987))
|
هلشتين |
روز صفر =5/0 نانو گرم به ازاء ميلي ليتر |
روز 13= 1/5 نانو گرم به ازاء ميلي |
|
براون سوئس |
روز صفر=5/0 نانو گرم به ازاء ميلي ليتر |
روز 13= 2/9نانو گرم به ازاء ميلي |
|
نژاد خالص |
روز صفر= 5/0 نانو گرم به ازاء ميلي ليتر |
روز 13=7/13نانو گرم به ازاء ميلي |
|
دورگ |
روز صفر =5/0 نانو گرم به ازاء ميلي ليتر |
روز 13= 8/8 نانو گرم به ازاء ميلي |
جدول 23 – غلظت پروژ سترون در انتقال جنين در گاو هاي آبستن و غير آبستن.(Humblot et, al , 1987)
|
سيكل فخلي (روز) |
گاو آبستن(نانو گرم به ازاء ميلي ليتر) |
گاو غير آبستني (نانو گرم به ازاء ميلي ليتر) |
|
0 |
01/0 ± 25/0 |
08/0± 24 /0 |
|
4 |
31/1 ± 45/2 |
08/1 ± 06/2 |
|
7 |
81/6 ± 13/8 |
47/5 ± 93/7 |
جدول 24 – تاثير تجويز هورمون HCG بر نرخ باروري .
|
دوز درماني |
تجويز (HCG) (روز) |
نرخ باروري |
|
|
درمان با HCG |
كنترل |
|
1000 واحد |
روز 35 – 13 |
(65)20-13 |
(50)20-10 |
Christe et, al ,(1980) |
|
1500 واحد |
روز 35 – 13 |
(81)32-26 |
(81)59-44 |
Greve et ,al ,(1982) |
|
5000 واحد |
روز 8 |
(51)27-14 |
(57)26-15 |
Heyman et , al ,(1985) |
|
5000 واحد |
روز 15 |
(67)114-76 |
(56)114-64 |
Delos et , al ,(1982) |
|
5000 واحد |
روز 7 |
(50) - |
(50) - |
Looney et , al ,(1984) |
|
5000 واحد |
14و15يا 16
|
(54) - |
(48) - |
Massey et, al ,(1983) |
جدول 25 –نرخ باروري بر اساس تجويز پروژ سترون و شكل جسم زرد
|
شكل جسم زرد |
گروهي كه پروژسترون دريافت كرده |
گروهي كه پروژسترون دريافت كرده |
|
تعداد انتقال داده شده |
نرخ باروري |
تعداد انتقال داده شده |
نرخ باروري |
|
جسم زرد طبيعي |
320 |
(52)167 |
390 |
(57)221 |
|
جسم زرد هيپو پلازي |
116 |
(43)50 |
61 |
(26)17 |
جدول 26-نرخ باروري در انتقال بر اساس روش ايجاد فحلي.
(Hwang et, al, 1988)
|
گروه ها |
فحلي طبيعي |
ايجاد فحلي |
|
جنين تازه |
جنين از فريز خارج شده |
جنين تازه |
جنين از فريز خارج شده |
|
تعداد انتقال يافته |
13 |
11 |
136 |
51 |
|
تعداد آبستن |
8 |
6 |
81 |
30 |
|
نرخ باروري |
5/61 |
5/54 |
5/59 |
8/58 |
جدول 27 –نرخ باروري در جنين انتقال داده شدهبر اساس نوع علوفه هاي مصرفي گيرندهها.(Yang 1994)
|
فارم |
تعداد گيرنده ها |
تعداد آبسنتن(%) |
نوع علوفه |
|
F |
18 |
(4/44)8 |
علوفه خوب |
|
B |
76 |
(8/40)31 |
علوفه خوب |
|
H |
30 |
(35)7 |
علوفه خوب |
|
G |
15 |
(7/6)1 |
كاه برنج غذاي اصلي |
|
E |
11 |
(1/9)1 |
كاه برنج غذاي اصلي |
جدول 28- درصد وقوع فقط بر اساس روش هاي انتقال جنين.
|
روش هاي انتقال |
جنين تازه (%) |
جنين از فريز خارج شده |
جمع(%) |
|
يك جنين |
(2/9)130-12 |
(1/8)186-15 |
(5/8)316-27 |
|
دو جنين |
(7/10)28-3 |
(7/16)24-4 |
(5/13)52-7 |
|
يك انتقال اضافي |
(صفر)9/0 |
(5/4)22-1 |
(2/3)31-1 |
|
جمع |
(9)167-15 |
(6/8)232-20 |
(8/8)399-35 |
|
|
جدول 29- نرخ وقوع فقط بر اساس روز هايي كه از انتقال جنين گذشته است.
|
روز هاي بعد از انتقال |
جنين تازه |
جنين از فريز خارج شده |
|
81 < |
(7/46)7 |
(60)12 |
|
120~ 81 |
(صفر)صفر |
(15)3 |
|
160~ 121 |
(3/13)2 |
(5)1 |
|
200~ 161 |
(0/20)3 |
(10)2 |
|
240~ 201 |
(3013)2 |
(10)2 |
|
< 240 |
(7/6)1 |
(صفر)صفر |
|
جمع |
(100)15 |
(100)20 |
د- وضعيت بدني: جهت اعمال مديريت گاوها
وضعيت بدني يا مقدار چربي بدن كه يك حيوان با خود حمل مي كند يكي از شاخص هاي مديريت مي باشد كه جهت پيش بيني باروري و تعيين برنامه هاي غذائي بكار مي رود. اين واقعيت ما را برآن ميدارد تا روشي بنام “سيستم امتياز بندي وضعيت را ارائه كنيم كه بر باروري گله مؤثر خواهد بود و برخي استراتژيهاي مديريتي در رابطه با تغذيه را فراوري مي نهد و اين امتيازبندي ناظر بر بهينه كردن هر دو مورد باروري و اقتصاد دامداري است. اين سيستم در چهار بخش ذيل ارائه مي گردد:
1- چگونگي ارتباط بين امتياز وضعيت بدن و باروري بعد از زايش، استراتژي تغذيه در رابطه با امتياز وضعيت و كاربرد عملي امتياز بندي وضعيت.
2- امتياز بندي وضعيت گاو: امتياز بندي وضعيت بدن گاو عبارتست از يك روش معقول و سهل الوصول جهت تعيين مقدار چربي كه يك حيوان با خود حمل مي كند. وضعيت امتيازبندي، پيش بيني بهتري از مقدار انرژي بدن نسبت به روشهاي، نسبت وزن به ارتفاع بدن، اندازهگيري محيط دور سينه و يا وزن زندة دام ارائه مي نمايد. يكي از مزيت هاي سنجش امتياز وضعيت بدني يادگيري آسان، سريع، ساده و ارزان بودن آن مي باشد. اين روش نياز به تجهيزات تخصصي نداشته و براي بسياري از تحقيقات و شرائط مديريتي بطور كافي دقيق مي باشد. در محيط سرشار از تكنولوژي ما، امتياز وضعيت بدني، كاربردهاي مديريتي بسياري دارد. شايد بيشترين اهميت آن اين باشد كه به افراد اجازه مي دهد تا در تشريح وضعيت بدن به يك زبان سخن بگويند . كاربرد. اين روش از اصطلاحات ديگري همچون چاق، متوسط و لاغر بر اساس مشاهده و ارزيابي با چشم ، ارجحيت دارد . امتيازبندي وضعيت بدن ، مقادير عددي را كه شما بوسيلة حس لامسه بر روي گاوها بدست مي آوريد ارائه مي نمايد.
3- امتياز وضعيت بدني چيست؟
دانشكده شرقي كشاورزي كشور اسكاتلند پيشرودر پايه گذاري يك سيستم امتيازبندي وضعيت بود: وضعيت بدني از 1 (خيلي لاغر) تا 5 (خيلي چاق) امتيازبندي شده است. چربي قرار گرفته روي كمر گاو، حد فاصل كفل تا آخرين دنده ، مهمترين قسمت بدن يك حيوان است كه به ويژه در حيوانات لاغر جهت امتيازبندي وضعيت مورد استفاده قرار مي گيرد. اندازه گيري به اين صورت است كه كف دست را به نحوي كه نوك انگشتان در جهت مخالف استخوان كفل باشد روي پشت حيوان گذاشته و با شصت خود مقدار چربي قرار گرفته روي قسمت انتهائي دنده هاي كوچك را احساس مي كنيم (شكل 9) در برخي گزارشات دنده هاي كوچك بنام Spinous process نامگذاري شده است. بدليل اينكه بين انتهاي دنده هاكوتاه و پوست ماهيچه اي وجود ندارد بنابراين هرگونه بافت اضافي كه با انگشت شصت لمس شود بافت چربي خواهد بود. در گاوهاي با امتياز بالاي 3 انتهاي دنده هاي كوچك آنهاراجهت ارزيابي طول دنده، حتي با فشار زياد نمي توان لمس كرد. بنابراين همانند گاوهاي چاق ، چربي قرار گرفته اطراف ناحيه گودي زير دم و روي دنده ها ، جهت تخمين ميزان امتياز وضعيت بدن حيوانات بكار مي رود.
4- سيستم امتيازبندي وضعيت: سيستم اسكاتلندي جهت تعيين هر امتياز بشرح ذيل بكار ميرود:
امتياز 1- تك تك دنده ها در لمس بخوبي تيز هستند و هيچگونه بافت چربي در ناحية گودي زير دم وجود ندارد. استخوان كفل و دنده ها بطور واضحي برآمده هستند.
امتياز2- هنگامي كه دنده هاي كوتاه لمس شوند ، بطور تك تك قابل تشخيص هستند امــــا تيزي نوك آنها تا حدودي به صورت گردي احساس
مي شود. ناحية گودي زير دم، اطراف برآمدگي استخوان كفل و پهلو را مقداري بافت پوشانده است. دنده ها بطور تك تك بر آمده ومشخص نمي باشند.
امتياز3- دنده هاي كوچك تنها با فشار محكم احساس مي شوند. دو طرف ناحية گودي زير دم داراي درجاتي از چربي است كه مي تواند به آساني احساس شود.
امتياز4- چربي هاي قرار گرفته در اطراف ناحيه زير دم داراي قوام نرم و قدري برآمده لمس مي شوند. دنده هاي كوتاه حتي با فشار محكم قابل حس نيستند و لايه هاي چربي بر روي دنده ها و رانهاي حيوان در حال اضافه شدن هستند.
امتياز 5- ساختمان استخواني بدن قابل رؤيت نيست و حيوان داراي ظاهري بشكه اي است. گودي زير دم و استخوانهاي كفل تقريبا” بطور كامل در چربي قرار گرفته و لايه هاي چربي بر روي دنده ها و رانها مشاهده مي گردد. دنده هاي كوتاه بطور كامل از چربي پوشيده شده است و حركت حيوان بدليل حمل مقدار زيادي چربي با سختي انجام مي شود.
در عمل ممكن است وضعيت يك حيوان در بين مقادير بالا قرار بگيرد در آن صورت مقادير بين اعداد نصف مي تواند بكار رود. مثلا” امتياز 5/2 نشان مي دهد كه امتيازبندي يك حيوان مابين 2 و 3 امتياز قرار مي گيرد. شكل 9 چربي قرار گرفته روي دنده با امتيازات وضعيت بدني متفاوت در گاو را نشان مي دهد. اهميت اين نكته يادآوري مي شود كه امتياز وضعيت نمي تواند با مشاهده اندازه گيري شود. مثلا” بدن پوشيده شده از موهاي انبوه مي تواند وضعيت ضعيف را پنهان نمايد. امتياز وضعيت بدني بايد بوسيلة احساس كردن پوشش چربي بدن اندازه گيري شود.
1- چه زماني وضعيت بدني اندازه گيري مي شود:
وضعيت بدني گاو درهر توليد سالانه ، بايستي 3 بار به شرح ذيل اندازه گيري شود:
¨ در پائيز با تشخيص آبستني يا در زمستان با شروع برنامة تغذيه اي، در اين حالت حد مطلوب امتياز 3 مي باشد.
¨ هنگام زايش حد مطلوب امتياز براي گاوهاي بالغ 5/2 و براي تليسه هاي شكم اول 3 مي باشد.
¨ سي روز قبل از شروع فصل توليدمثل، حد مطلوب امتياز 5/2 مي باشد.
جدول 30- تأثير امتياز وضعيت بدني بر نرخ آبستني در گاوهاي گيرنده
(Kim et.al;2000 )
|
امتيازوضعيت بدني(BCS) |
تعداد
گيرنده ها |
تعداد
گيرنده هاي آبستن |
نرخ باروري
(%) |
|
5/2 |
40 |
20 |
50 |
|
75/2-5/3 |
293 |
129 |
44 |
|
75/3 |
10 |
3 |
30 |
2- مديريت گاوهاي گيرندة آبستن:
گاوهاي گيرنده بعد از انتقال جنين جهت بروز علائم فحلي با دقت تحت نظر قرار گرفته شوندو در 70-50 روز بعد از فحلي كه قبل از انتقال جنين ركورد گرديده ، جهت تشخيص آبستني توشة ركتال شوند . همچنين آبستني آنها در 90 روزگي باركتال مجدد تأئيد شود. بعد از اين زمان شانس سقط جنين به كمتر از 3% آبستني ايجاد شده كاهش مي يابد. تشخيص آبستني نبايد زودتر از 50 روزگي انجام شود.
منابع references:
1. Youngquist , R . S ., 1997 , Crrent therapy in large animal theriogenology.
2.Mori, J., 1995, Textbook of theriogenogy
3. King, G.J., 1992, World animal science (reproduction in domesticated animal )
4. Hafez ., E.S.E., 1992 , Reproduction in farm animal .
5. Sanofi Santé , PRID Manual .
6. http://www.iets.org
7.http://www.elsevier. nl/locate/theriogenology
8.http://www.elsevier. nl/locate/anireprosci
9.http://www.aeta. org
10.http://128.118.11.38/ans431/lectures/ESMOC96.html
11.http://inform.umd.edu/EdRes/Topic/AgrEnv/ndd/reproduc/Embryo_ TRANSFER.html
12.http://inform.umd.edu/EdRes/AgrEnv/ndd/reproduc/graphics/Gifs/ |